دختر که باشی...
دختر که باشی ذاتا گناهکار به دنیا اومدی
داداشت که
میخواد مستقل بشه، نوجوونه و باید بهش میدون داد
اما تو
وقتی حرف از استقلال میزنی یعنی با دوست پسرت قرار داری
دختر که باشی
همیشه باید بترسی
از پدرت
که حاضری جونتو واسش بدی
از
پیرمردی که سرکوچه نشسته تا فقط تو رو دید بزنه
از
ساختمون نیمه کاره ای که مهندس ناظرش نباشه و کارگر ها تنها باشن
از
پسرجوونی که فکر میکنه اون کاره ای و فقط داری واسش ناز میکنی که سوار ماشینش
نمیشی
از کسی که
دوستش داری
از کسی که
تمام رویاهاته اما بهت این حق رو نمیده توی رویاهات چیزهای دیگه ای هم داشته باشی
وقتی
دختری زندگی کردن سخته
بغض نکردن
سخته
لذت بردن
سخته...!
اما با
این وجود به دختر بودنم افتخار میکنم و حتی تصور اینکه یک روز بخوام این قالب شکننده
و اسیب پذیر رو رها کنم واسم سخته. با وجود این عاشق این مقاومت خودم و هم جنس
هامم که همیشه میترسن اما باز هم خیلی مرد تر از بعضی نامردان که فقط اسمشون مرده!!!